جنون «داتکام»: داستان هولناکترین سقوط تاریخ فناوری
حباب داتکام، رویای ثروت دیجیتال بود که با ارزشگذاریهای غیرواقعی و جنون بازار، منجر به سقوطی کابوسوار و ضرر ۵ تریلیون دلاری در سال ۲۰۰۰ شد.
فضای سالن بازارهای معاملات در روز جمعه، ۱۰ مارس ۲۰۰۰، آکنده از هیجان بود. سالها میشد که موجی بهنظر مهارنشدنی، با وعدهی تحولآفرینی اینترنت، در حال شکلگیری بود. شاخص ترکیبی نزدک، معیاری برای سنجش بخش فناوری در حال رشد، به اوج بیسابقهی ۵۰۴۸٫۶۲ واحد رسیده بود.
ثروت با سرعتی حیرتآور انباشته میشد و شرکتهایی که دارایی اصلیشان، پسوند «داتکام» بود، به ارزشگذاریهایی دست مییافتند که از منطق مالی سنتی فراتر میرفت. اما زیر پوست این بازار هیجانانگیز، شکافها در حال نمایان شدن بود. در آستانهی تعطیلات آخر هفته، کمتر کسی میتوانست پیشبینی کند که چه زمینلرزهی اقتصادیای در راه است؛ تغییری که برای بسیاری، آغازِ پایانِ رؤیای داتکام را رقم میزد.
روز دوشنبه پس از تعطیلات، نگرانیهای فزایندهای دربارهی ارزشگذاری بیش از حد سهام فناوری، همراه با افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، به بیثباتی بازار دامن زد. اخبار منفی والاستریت، همچون موجی در بازارهای بینالمللی پخش شد و به فروش گستردهای دامن زد که بهویژه، سهام شرکتهای فناوری پرطرفدار را نشانه گرفته بود. رؤیای رشد بیپایان و ثروتِ آسان، با واقعیتی تلخ روبهرو شد.
روز سرنوشت: اوج و آغاز سقوط نزدک
روز اوجگیری شاخص نزدک، نقطهی شروع سقوط آن برای دورهای طولانی و دردناک بود. بسیاری از اقتصاددانان، پیشتر نگرانی خود را از ارزشگذاری بیش از حد سهام ابراز کرده بودند. چنین افزایش بیرویهای، فرضیهی بازار کارا (Efficient Markets Hypothesis) را زیر سؤال برد و نشان داد که احتمالاً بازارهای مالی در تخصیص پساندازها و سرمایهگذاریها کارایی لازم را ندارند.
بازارهای کارا، نظریهای در اقتصاد مالی است که بیان میکند قیمتهای داراییها در بازارهای مالی تمامی اطلاعات موجود را منعکس میکنند. به این معنا که در یک بازار کارا، قیمتها همیشه منصفانه و منطقی هستند و براساس اطلاعات عمومی و خصوصی موجود تعیین میشوند. این نظریه، در سه شکل ضعیف، نیمهقوی و قوی ارائه شده است که به ترتیب فرض میکنند که قیمتها، اطلاعات تاریخی، عمومی و حتی خصوصی را منعکس میکنند.
در طول دوره حباب داتکام، صعود بیسابقه شاخص نزدک و ارزشگذاریهای غیرمنطقی شرکتها، فرضیه بازار کارا را به چالش کشید
نظریهی بازارهای کارا فرض میکند که سرمایهگذاران بهطور منطقی عمل میکنند و اطلاعات جدید به سرعت در قیمتها منعکس میشود، بنابراین کسب سودهای غیرعادی از طریق تحلیلهای فنی یا بنیادی در بلندمدت دشوار است.
اما در دوران داتکام، این نظریه به چالش کشیده شد. سرمایهگذارانی که گرفتار هیجان و ترس از جا ماندن شده بودند، سهام شرکتهایی را خریدند که ارزش واقعی آنها با واقعیت مالی همخوانی نداشت. این رفتار نشان داد که بازارها همیشه منطقی عمل نمیکنند و میتوانند تحتتأثیر احساسات جمعی به بیراهه بروند.
صعود سریع نزدک، که ارزش آن در یک سال بیش از دو برابر شده بود، سرمایهگذاران را به شکستناپذیری امیدوار کرد؛ سرمایهگذارانی که بسیاری از آنها تازهوارد و مشتاق بهرهبرداری از سودهای بهظاهر بیپایان بودند. این فضا، فرهنگی را پرورش داد که در آن معیارهای سنتی ارزشگذاری مالی شرکتها نادیده گرفته میشدند و جای خود را به تمرکز بر «پتانسیل» و «هیاهو» داده بودند. سرعت رشد بازار، هیجانی ملموس بود و این حس را ایجاد میکرد که اتفاقی انقلابی در دنیای مالی و فناوری در حال وقوع است.
انقلاب اینترنت: طلوع اقتصاد جدید
داستان حباب داتکام ترکیبی پیچیده از انقلاب فناوری، شور مالی و روانشناسی بازار است. از اواسط تا اواخر دههی ۱۹۹۰، دنیا شاهد طلوع اینترنت تجاری بود که شامل دورهای از رشد بیسابقهی بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات نیز میشد.
توسعهی وب توسط تیم برنرز-لی در ۱۹۹۰ و ایجاد پروتکلهای HTTP و HTML، پایههای ناوبری و ساخت صفحات وب را فراهم کرد. پس از آن، راهاندازی مرورگرهای کاربردی مانند موزاییک در ۱۹۹۳ و نتاسکیپ در ۱۹۹۴، دسترسی به اینترنت را برای عموم مردم میسر ساخت و پتانسیل تجاری آن را بهشکلی چشمگیر نشان داد. لغو محدودیتهای استفادهی تجاری از اینترنت، جنگ مرورگرها که با ظهور نتاسکیپ آغاز شد، و ورود انبوهی از شرکتها به فضای آنلاین، نشانگر گذار از کاربرد صرفاً پژوهشی این فناوری بود.
دیدگاهتان را بنویسید